زندگیمون قشنگه ... خدارو شکر + عکسای سفرمشهد

سلام عزیزم .......سلام گل بهارم.......... سلام دلیل زنده بودنم .........سلام بهونه ی نفس کشیدنم ... سلام یادگار عشــــــــــــــــق من...... یادگار محـمــــــدم

سلام امیررضا عسلم نفسم ... مامانی قراربود این وبلاگ و من و بابایی تولد 18 سالگی بهت بدیم و هنوز هم قصدم همینه ... اون روز نمیدونم من کجام و در چه حالی هستم ولی امیدوارم تو در بالاترین و بهترین جا ومقام باشی امیدوارم طوری باشی که پیش بابا محمد سرمو بالا بگیرم و بگم محمد ببین اینه قند عسل ما ببین چقدر مردشده و آقا .. ببین و بهش افتخار کن محمــــــــــــــــــــد

مامانی چقدر خوبه اون روز که وقتی به ملاقات بابایی میرم تو باعث افتخارم شده باشی... حالا هر موقع که این نوشته ها رو خوندی بدون مامان اولش فقط یه عشق داشت و هنوز هم هیچ چیزی نمیتونه جای اون عشق تو دلم بشینه حتی تو .........اون عشق اول و آخر من باباییته ..........بابا محمــــــــــــــــــــد

از سال 81 که برا اولین بار دلم لرزید و عاشق شدم تا لحظه ای که بمیرم یه گوشه از قلبم هست و جاشو به هیچی نمیده...

بعد بابا تو عشـــــــــــق منی همه جـــــــــــون منی نفس منــــــــی

 تو رو دوســـــــت دارم چون از گوشت و خون مردی هستی که دیوانه وار میخوامش     

تو از خون مردی هستی که عاشقی رو آدمی رو زندگی رو مهربونی رو یادم داد ...

تو رو دوســـــــــت دارم چون 9 ماه زیر قلبم بزرگت کردم چون با تو نفس کشیدم ...با تو درد کشیدم ...با تو بیدار موندم و با تو خوابیدم.... چون با تو گریه کردم با تو خندیدم ...با تو تو سوگ بابات نشستم با تو از غم بابات گذشتم....

چون تو بودی چون یادگار محمدم بودی ...

تو رو دوســـــــــت دارم چون عاشقی رو یادم دادی .... چون منو مادر صدا کردی و به عرش رسوندی ...                                                        

 تو رو دوســــــــت دارم چون بهشت رو زیر پاهام گذاشتی ....

تو رو دوســــــــــت دارم چون وقتی در آغوشم میگیری و میبوسی غم عالم از یادم میره ...

تو رو دوســـــــــــت دارم چون وقتی دستای کوچولو و نازتو رو گونه م و سرم میکشی بهم آرامش میدی

تو رو دوســـــــــت دارم چون وقتی خسته و کوفته از مدرسه میام بلند از پشت آیفون میگی مامان سلام خستــــــــــــه نباشی ...

آخ تو رو دوســـــــــت دارم چون همه جا و هر زمان پشتم در میای و مثل یه مرد ازم پشتیبانی میکنی ...

تو رو دوســــــــــت دارم چون میدونم با وجود تو هیچ بی سر و پایی به خودش اجازه نمیده بهم حرفی بزنه و با حرفاش دلمو بشکونه ...

تو رو دوســـــــــت دارم چون یه روزی بزرگ میشی و میشی پشت و پناه من میشی حامی من میشی محمـــــــــــــــــــــــد من ....میشی سنگ صبورم میشی کوه غرورم ....                                                                                  

تورو دوســـــــــــــت دارم چون با تو با خدای تو بایاد بابای تو زنده ام

مامان بد میخوامت بد عاشقتـــــــــــم ... 

روزی که خوندی این دست نوشته ها رو... دست نوشته های یه زن عاشق معشوق از دست داده رو ......بدون مامان به عشق تو برای تو زندگی میکنه..... بدون تو اومدی تا من تنها نباشم ... تو بوی محمد و میدی

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزم

این روزهای من و تو گاهی قهره گاهی آشتی.... گاهی دعواست گاهی ناز..... گاهی صدامون بلند گاهی یواشکی و آروم......... گاهی خندست گاهی اشک.......... گاهی نازه و گاهی نیاز ... از چی بگم مامان؟ از لوس بازیات از شیطنتات از حرف زدنات یا از ...

این روزها انقدر ماشالاه شیرین و خواستنی که ناخوادگاه تو دل همه میشینی غریبه و آشنا هم نداره ... همه میخوانت و دوستت دارن .... هر جا بریم اول سراغ تورو میگیرن و تو رو میخوان ....متفکر

هزار الله اکبر خیلی هم باهوشی که گاهی اوقات خودمون میمونیم که این چیزا رو کی و کجا یاد گرفتی؟ ... مامان به زبان محلی مازندرانی مسلطی و گاهی بعضی لغاتشو به کار میبریو باعث خنده ی همه میشی ... خندهوقتی حرف میزنی ناخوداگاه یاد بابایی میفتم وقتی شمالی حرف میزد هممون میخندیدیم ...ناراحت

یه بار رو یه کاغذی نوشته بود 161 و شما اومدی به بابایی میگی بابا نگاه کن اینجا نوشته یک شش یک همه موندیم و تعجب کردیم که چطور نوشته شده ی اعداد میشناسی ؟متفکربعد هم که سریال 125 میده شماره هاشو میگی یک دو پنج و بعد میخونی صد و بیست و پنج حتی میدونی که اون یک یعنی صد دو یعنی بیست و پنج ...

مامانی یه بار که رفته بودی دکتر و تو مطب نشسته بودیم به من گفتی مامان پس کی میریم پیش آقای دکتر ؟ گفتم مامان باید نوبتمون بشه بعد با همون زبون شیرینت گفتی مامــــــــــان :وقتی رفتم تو اول به آقای دکتر میگم سلام خسته نباشی بعد باهاش دست میدم ... مامان با دست راست دست میدم نه با چپ. بعد هم دست راستتو نشون میدی و میگی این دست راستمه باید با این دست بدم هوراو همه بهمون نگاه میکردن و با حرفات هم تعجب کرده بودن هم مبخندیدن ... وتعجب که یه پسر سه ساله چطور راست و چپشو میدونه؟مژه

توی راه هم هر جا که بریم هر عابری که رد میشه یا لپاتو میکشه یا باهات حرف میزنن تا حرف بزنی و با حرف زدنت خنده رو لباشون میشینه ...بغل

مامانی تموم ماشینیا ایرانی رو میشناسی و کار با گوشی های لمسی رو واردی ... البته به خاطر همین اصلا گوشی لمسی نمیگیرم چون نمیخوام زیاد سراغ بازی های کامپیوتری بری البته اگر هم بگیرم باید هر چی بازی توشه پاک کنم ...شیطان

میخواستم برات تبلت بگیرم ولی وقتی دیدم وقتی سراغ گوشی میری اصلا فعالیت بدنی نمیکنی پشیمون شدم و نگرفتم ...نگران

مامان اگه این یه مورد برات نگرفتم فقط برا خودت این کارو کردم چون واقعا اعتیاد آوره ومن دلم نمیخواد  بازی های سالم بچگی رو از دست بدی.وقتی با گوشی خاله سارا بازی میکنی همچین استادانه بازی میکنی که واقعا خودمونم میمونیم چطور بلدی؟متفکر

پسرم عشق ماشینی تموم اسباب بازی هات تو ماشین خلاصه میشه یعنی باورت نمیشه کمدت سبد اسباب بازیهات همه پر از ماشینه ....کلافه

مامانی هر چی که بخوای خودم برات میخرم ولی دلم نمیخواد بچه ی لوس و بی ادبی باشی. آخبه خاطر همین وقتی یکی دوبار توی مغازه ها برا ماشین و اسباب بازی گریه کردی اصلا بهت محل ندادم تا متوجه بشی قرار نیست هر چیزی رو با گریه به دست بیاری ... و جالبه بعد که آروم شدی خودت میای میگی مامان بخشید دیگه پسر بدی نمیشم و اذیتت نمیکنم و من میبوسمتماچ و با هم آشتی میکنیم ...

گاهی اوقات خیلی لج میکنی ولی فقط گاهی اوقات بهت بها میدم و بیشتر موقعا سعی میکنم هیچ عکس العملی نشون ندم قهرهر چند گریه ی تو داغونم میکنه ولی گاهی اوقات باید پا رو دلم بزارم و گریه تو تحمل کنم تا بفهمی کارت بد بوده ... خیال باطلوقتی میفهمی انقدر قشنگ میای و میگی مامان اشتباهی کردم یعنی اشتباه کردم ببخشید که من هم فوری دو تا گوشام دراز میشه زبانو میبوسمت ...ابله

دلم نمیخواد حالا چون این اتفاق افتاده کسی با محبت اضافه و بی مورد باعث بشه بد تربیت بشی تو خونه هم همه میدونن وقتی دارم باهات صحبت میکنم نباید پشتت در بیان و حرفی بزنن ... برا همین خدا رو شکر خیلی ازم حرف شنوی داری و اگه جایی نتونم بهت حرفی بزنم با نگاهممشغول تلفن میفهمی که اوضاع از چه حاله و رعایت میکنی و  خدا رو شکر میکنم که مثل خیلی از بچه های دیگه الکی جیغ و داد و گریه های سرسام آور و لجبازی های اعصاب خورد کن نداری و همه به خاطر همین دوستت دارن فقط بزرگترین مشکلت اینه که کسی نمیتونه ببوسدت و نازت کنه و فرار میکنی .ابرو

پسرم به پزشکی هم خیلی علاقه داری وقتی خاله سانا میخواد پانسمان پاشو عوض کنه مثل یه پزشک قهار میای و باند و گاز و بتادین و براش میاری و همچین قشنگ کمکش میکنی که همون لحظه از ته دلم از خدا میخوام باباییت به آرزوش برسه و تو یه دکتر بشی... آخه بابا محمد خیلی دوست داشت دکتر بشی و تو هم واقعا علاقه به برنامه و کاراهای پزشکی داری ....تشویق

شب یلدای امسال چهارمین شب یلدات بود مامان الهی که 400 تاشو ببینی و صحیح و سالم باشی امسال شب یلدامون خیلی خوش گذشت دایی ابراهیم و دایی اکبر من و خونوادشون اودن پیشمون و هر چند تعدادمون زیاد نبود ولی کلی حال داد.نیشخند

پ.ن. شکرانه: خدایا شکرت میکنم به خاطر همه چی ... به خاطر زندگی قشنگی که داشتم و دارم ... به خاطر هشت سال زندگی با یه مرد بهشتی ... به خاطر یه فرشته ی آسمونی که منو مامان خطاب میکنه ... به خاطر خانواده ای که همه پشت و پناه منن ... به خاطر خانواده ای که بعد محمد نزاشتن از پا در بیام و تنها بمونم به خاطر خانواده ای  که نزاشتن دست پی کسی دراز کنم خانواده ای که با هم میخندیم با هم دعوا میکنیم بحث میکنیم ولی هیچ وقت نمیزاریم غم بهمون پیروز بشه ...خانواده ای که باعث میشن من و بچم از ته دل بخندیم باعث میشن یادمون بره چه مصیبتی دیدیم ... به خاطر داده و نداده هات ... به خاطر داغی که به دلم گذاشتی تا بهم بفهمونی که بی محمد هم بهانه ای قشنگی برا زندگی دارم .... خدایا شکرت میکنم به خاطر همه خندیدنام اشک ریختنام دلتنگیام ...چون همه ی اینها رو تو خواستی ... خدایا شکرت .... خدایا خودت میدونی چقدر دلتنگ محمد هستم ولی تو یادم دادی زندگی رو پس زندگی میکنم چون تو رو دارم ....

دوستای گلم شرمنده ام قرار بود عکسای آتلیه سه سالگی رضا رو بزارم ولی هنوز نرفتم فایل عکسارو بریزم تو فلش فقط چاپشون کردم .ولی عکسای خام و کار نشده و فتو شاژ نشده رو براتون گذاشتم .. شرمنده امخجالت ولی قول میدم در اولین فرصت بزارمشون ... این بار عکسای سفرمون به ترکمن صحرا که برا عید قربان رفته بودیم و شب یلدا رو میزارم ... 

الهی یه روز عکسای دومادیتو بزارم مرد مــــــــــــــــامـــــــــــــــــانماچماچ

 

بابایی و عمو رمضان دوست صمیمی و مهربون بابایی که خیلی دوسش داریم... در حال خورد کردن جیگر ... عید قربان ترکمن صحرا 

امیررضا و مهرانه نوه ی عمو رمضان( ترکمن صحرا)قلب

گل پسر و ناز دختر در حال رقصیدن .... الهی عروسی جفتتون چشمک

و باز هم سه وروجک خواستنی امیررضا و علی اصغر و امیررضا کوچولو

سفره ی ساده اما پر مهر خانوادگی ما در شب یلدا 94

امیررضا در کنار دایی ابراهیم مهربونم و بابایی و اکبر اقا شوهر خاله ساراقلب

قربون این مدل نشستنتماچ

جمع خانوادگی ما کوچیک اما عاشقونه قلبقلب

از بس هله هوله خورده بودیم داشتیم میترکیدیمسبزسبز

بعد از سه ماه از سفر مشهد بالاخره عکسا به دستم رسید و با شرمندگی زیاد میزارم ... خیلی سفر خوبی بود و حسابی خوش گذشت ... خدا کنه باز هم امام ما رو بطلبه و توفیق زیارتش نصیبمون بشه....

مامانی و امیررضا منتظر برا اومدن قطار .... ایستگاه راه آهن

امیررضا دم در سوئیت ... در حال رفتن برا زیارت اقا.... قربون اون ژست مردونت

زهمیشه از حرمت، بوی سیب می آید  // صدای بال ملائک، عجیب می آید!        سلام! ضامن آهو، دل شکسته من   //  به پای بوس نگاهت، غریب می آید


دعای من مادر برای تو عزیز دلم .....خداونــدا تو پیرش کن    زیارتـــــها نصیبش کن

اینم پسرک ما وقتی از یک مانکن دختر خوشش میاد متفکرمتفکر

/ 28 نظر / 116 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان بهاره مامان امیرمحمد

سلام عزیز دل خاله فدات بشم دورت بگردم چقدر بزرگ شدی ماشاالله چقدر خوشگل شدی هزار الله اکبر به به چه شب یلدای با شکوهی چقدر گرم و صمیمی خوش بحالتون همیشه به خوشی و دورهمی عزیزم ...زیارت قبول باشه همیشه به سفر و گردش چقدر خبرا بوده من دیر رسیدم از طرف من یه بوسسسسسسسسسسسسسسسسسس بوصصصصصصصصصصصصصصصصصصص بوثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثث آبدار از طرف من و امیرمحمد [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان ارمیا

اجی سمیرا تو الان بیش از چند ساله که با منی چه با وب چه با موبایل اما ............. ولش کن می گذره همش میگذره امیر گلم من حسابی بزرگ شده برای نفس خاله اسفند بریز

بهترین هدیه

تولید و بافت تابلو فرش از چهره و عکس شخصی (تخصصی ترین مرکز بافت تابلو فرش از چهره) بهترین یادگاری و دکوراسیون در زندگی چه کسانی را واقعا از صمیم قلب دوست دارید!!! عکس از شما بافت تابلو فرش از ما از هر کجا که هستید فقط کافیست عکس مورد نظر را برای ما ایمیل کنید مدت زمان بافت و تحویل تابلو فرش فقط کمتر از ده روز جذاب ترین هدیه ای که تا به حال تجربه کردید ماندگاری تا صد ها سال.هدیه ای ماندگار و جذاب از فرش تصویری آریا نگار تخفیف ویژه _قیمت ها را مقایسه کنید!!! بهترین هدیه برای عزیزانان 09127502807 واتس آپ و وایبر هم انلاین هستم. پاسخگویی 24 ساعته 09127502807 به وبلاگ هم سر بزنید www.farshetasviri.blogfa.com ما را به لینک دوستان خود اضافه کنید

مامان امیرصدرا

سلام زیارت قبول دوست خوبم لباتون همیشه خندون به بلندی شب یلدا

باقر

سلام وبلاگتون به روز نيست

سعید

خدا برات نگش داره پسر خوشگلتو وبتم خیلی صمیمی و خودمونی خیلی خوشم اومد [قلب][گل] به منم سر بزنید خوشحال میشم http://tanhatarinn1362.blogfa.com/

خورشيد

سلام انشالله خدا اين كوچولوي خوش تيپ برات نگهداره و هميشه شاد و سلامت باشين.

ali

سلامی دوباره.نمیدونم این خوبه یا بد که شما انقد به پسرتون وابسته شدین یا نه ولی اینطور که معلومه خیلی خیلی بهش وابسته اید امیدوارم این براتون مشکلی ایجاد نکنه وابستگی زیادشم خوب نیست حتی به فرزند نمیگم اونو خدایی نکرده طر د کنین ولی حداقل طوری باهاش رفتار کنین که نفهمه شما انقد بهش وابسته اید و بدونه که همیشه و بیشتر اوقات باید روی پای خودش وایسه ولی درکل واقعا پسر زیبایی دارین ارزش وابستگی رو داره و ممنون که به نظرم جواب دادین

مامان هانا

سلام گلم خوبی عزیزم امیررضا خوبه . خوشحالم که خنده رو لب امیررضاست[قلب]

مامان هانا

سمیرای گلم . عشقم . خانوم خانوما خدا نگهدار بابای مهربونت باشه . سراسر نگاهشون پر از مهر و محبته . در کناشون شاد و سلامت باشید [گل]