92 با همه غم هایش رفت ولی جگرم سوخت

ماه چراغ خونه ی این دل دیوونه تویی

دعای خیرمو میخوام سرمه ی چشمونت کنم ... از هر چی چشم بد که هست یه جوری پنهونت کنم

بوسه هایت را برای زنده ماندن دوست دارم... 

چشم و دل حریص ما از دیدن تو سیر نمیشه .. راز و رمز عشق تو هیچ جوری تعبیر نمیشه

 

/ 36 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راهله

سلام نمیدونم چه حکمتی داشت دیدن وبلاگ شما و نسیم جان و این همه گریه از ساعت 8 صبح. عزیزم بدون خدا وقتی بلایی میده صبر متناسب با اون بلا رو هم میده از هر کس و هر چیز که ناراحت میشی به خدا پناه ببر خودش پشتته از خدا برات آرامش میخوام منتظر روزی که امیر رضای عزیزمون افتخار مادر و کشورش بشه دوست دارم

دخترک

سلام اشکهام نمیذارن خوب بنویسم نمیدانم چه بگم... خوبه که ازش یه یادگاری داری... اما خدا این امتحانهای سختو از آدمای بزرگ میگیره... متن معرفی وبلاگت روانیم کرد... خدا بهت صبر بده... فقط همینو میشه گفت... ثمره ی عشقتو ببوس

fariba

سلام برات آرزوی صبر می کنم و امیدوارم که بتونی با موفقیت پسرت را به ثمر برسانی من هم بنوعی با شما همدرد هستم و کاملا درکت میکنم دلم می خواست با هم تماس داشته باشیم لطفا مرا راهنمایی کن. خدا نگهدار

fariba

سلام برات آرزوی صبر می کنم و امیدوارم که بتونی با موفقیت پسرت را به ثمر برسانی من هم بنوعی با شما همدرد هستم و کاملا درکت میکنم دلم می خواست با هم تماس داشته باشیم لطفا مرا راهنمایی کن. خدا نگهدار

سمانه

عزيزم، سميرا جون، درددلتو خوندم و گريه کردم، خوندم و گريه کردم، خوندم و گريه کردم... ازخدام ميخوام صبر و استقامت و شجاعتی بهت بده تا همونطور که خودت گفتی واسه گل پسرت، تاج سرت هم بشی مامان و هم بابا. عزيزم رضا کوچولو بهت احتياج داره پس شاد باش تا بتونی اين شادی رو به اون طفل معصوم هم هديه بدی. واستون، واسه سلامتی، خوبی و موفقيتتون دعا ميکنم. خدا رحمت کنه عشقتو.[گل]

سمانه

عزيزم با افتخار لينک شدی اگر دوست داشتی لينکم کن

سمانه

عزيزم، اميدوارم که حالت خوب باشه، همه اش ميام سر ميزنم ببينم کی ميای؟! خيلی دلم ميخواد آدرس اون وبلاگت رو که گفتی درددلهاتو اونجا خالی ميکنی رو داشته باشم اگر موافقی خصوصی پيام بده. ميبوسمت مواظب پسری گلت باش.

zari

سلام ای الهی بمیرم داشتم دنبال شکلک های زیبا به اسم امیررضا میگشتم که رفتم رو وب شماداغون شدم الهی خدا امیروبرات حفظ کنه وقدردان مامان خوبش باشه دارم دق میکنمن نمیدونم دیگه چی بنویسم [گریه]

ساغرمامان آیدا

سلام سمیراجون درددلاتوخوندم خیلی خیلی ناراحت شدم استراحت مطلق داشتم برادیسک کمرم که سمانه آدرستودادکه وبلاگتوبخونم همینطوراشک می ریختم دخترشش ساله من که آیداست رفت برام آب قندوشکلات آوردکه حالم خوب بشه ودیگه اشک نریزم !!پسرگلتوببوس وهمیشه مواظبش باش چون اون امانت محمده وبوی محمدومیده،

غزاله

ووووی خیلی گریه کردم خیلی مردم دیگه