تموم گلهای جهان فرش قدمهات... پسرم

سلام نفسم ..... سلام پسر شیطونم

راه افتادنت مبارک همه هستی من

امروز اومدم تا از راه رفتنت بنویسم آقاکوچولو .... مامانی دیگه راس راسی مرد شدی ....مرد کوچکم

پسرک نازم از ده ماهگی میتونستی بدون کمک دیگران بایستی و از 15 شهریور قدمهای کوچیکی بر میداشتی ولی قصد کرده بودم هروقت تونستی بدون کمک از حالت نشسته بایستی و 29 تا قدم برداری بیام تو وبت و تاریخ راه افتادنتو بنویسم و دیروز شما گل پسر تونستی بدون زمین خورده 29 قدم راه بری و من و بابایی رو خوشحال کنی .... حالا دیگه راه می افتی و به همه جا سرک میکشی شیطون بلا اینقدر هم از راه رفتنت ذوق میکنی که برا خودت دست هم میزنی .... با این شیرین کاریهات دیووونمون کردی جیگرم.... جدیدا که همش میری سر آبگرمکن و درجشو میچرخونیی آخه پسر نمیگی خطر داره ... صبح ها هم که بیدار  میشی سریع اشاره میکنی به کامپیوتر که برای پشتشو خرابکاری کنی ... موسو میگیری تو دستت و همچین حرفه ای میچرخونی بعدشم مثلا ادای منو در میاری و کیبوردو میکشی بیرن شروع میکنی به فشار دادن دگمه هاش و چشتم به صفحه کامپیوتر ... پروفسوری تو... الهی من فدای این پسر باهوشم بشم ...

پسرم ببخشید که دیر به دیر میام بخدا  وقت نمیکنم ماشالاه اینقدر شیطونی که یه لحظه هم نمیتونم ولت کنم بعد از ظهرام که همش مدرسم و تو 6 ساعت روز بی مادری .... وروجک... منو ببخش مامانی که باید بزارمتو برم ولی اگه مامانی کار میکنه فقط برا آینده ی شماست تا شما بزرگ شدی مشکلیی نداشته باشی .... هر چند بابایی وقتی من نیستم خیلی خوب مواظبته ... ولی پسرم سعی کن پسر خوبی باشی و اذیتش نکنی آخه بابایی یه کم مریضه ...پاهاش درد میکنه ... پسرم اذیتش نکن هرچند بابایی خیلی راضیه ازت و میگه که وقتی من نیستم پسر آقایی هستی ...آفرین گلم... این روزا مادر جون هم پیشته تا مواظبت باشه ... راستی اخر هفته خاله سارا میاد تا بره پیش دکتر معینی .... پسرم برا خاله جون دعا کن تا اون هم صاحب یه فرشته کوچولو مثل شما بشه ... آخه دعای شما بچه ها زودتر مستجابه .... خدایا کمکش کن ... با همه روسیاهیم ازت میخوام تا کمکش کنی به همه اونایی که به یه امیدی از این مطب یه اون مطب میرن تا صاحب یه اولاد صحیح و سالم بشن .... خدایا به خواهرم هم کمک کن اون چند ساله منتطره ....

گل پسرم .... از خدای مهربون میخوام تا همه ی مراحل زندگیتو همین طور سالم پشت سر بزاری

/ 24 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همطاف

سلام سمیرا جونم خوبی. امروز اولین روز تدریسم تو دانشگاه بود. رشته جهانگردی رو درس میدم. خیلی خوب بود. خیلی تو روحیم تاثیر گذاشته. خدا هزار مرتبه شکر. انشالله ساراجون هم مشکلش حل بشه و صاخب یک اولاد خوب بشه که نسل خوبی ازش بمونه.دوستت دارم عزیزم [قلب]

سهیلا

پس کامنت من کجاست ؟[گریه]

مامان اریا

عزیزکم راه رفتن شما مبارک باشه ایشالا همیشه قدمهای استوار برداری زنده و سلامت باشی ایشالا خدا به خاله سارا هم هر چه زودتر یه کوچولوی سالم بده

همطاف

سلام سمیراجونم. چقدر دیر به دیر میایی. دلم پوکید.

زینب ( مامان فرشته آسمونی امیر عباس )

سلام عزیزم از اینکه به وبلاگ فرشته آسمونیم سر زدی خیلی ممنونم ... انشالله به زودی خبر های خوشی از خواهر گلت میذاری ... عزیزم برای من هم خیلی دعا کن ... انشالله سال دیگه روز عرفه هم من و هم خواهر گلت با بچه هامون برای دعا بریم ... انشالله خدا به جفتمون بچه های سالم و صالح بده... اگه دلت شکست برام خیلی دعا کن

.::مادرخانومی::.

سلام عزیزم ممنون از تبریکت اومدم بگم امروز روز عرفه است روزی که روز خواستن از خداست توروخدا بین خواسته هات منو فراموش نکن

کتی(مامان مهدیار)

سلامممممممممم سمیرای عزیزم من شرمندم که نمیتونم زود به زود بیام بهتون سر بزنم عزیز دلم امیر رضای خاله یک سالگیت مبارکککککککککککک گل من الهی 120 سال سالمو وشاد و سلامت زیر سایه مامان بابا باشی عشقم راستی آقا اولین قدمهات مبارکککککککککک دوستت داریمممممممممممم بوسسسسسسسسسسسسسس

کتی(مامان مهدیار)

سمیرا جونمممممممممممممم انشالله به زودی خاله سارا مامان میشه و خدا یه فرشته ناز میزاره تو دامنش ای جونم انشالله

مامان تنها

سمیرا جون کار خواهری چی شد ایشالله همه چی خوب پیش بره یه خبر بده [ماچ][چشمک]