شاه پسرداریم پسر قندو عسل داریم پسر.........

 چقدر خوشحالم وقتی یه 5000 تومانی میگیری دستتو توی بازار مثل مردای بزرگ راه میری و قیمت میگیری که آقا این چنده ؟میخوام واسه مامانــــــــــم بخرم ......قلب

 چه دنیای قشنگیه وقتی کسی بهم میگه مثلا سمیر داری میای از اشپز خونه برام آب بیار .برمیگردی میگی :خودتون بلند شین مامانم مدرسه بوده خستست......تعجب

چه ذوقی میکنی وقتی روزهای هفته رو میشمری 5 روز که شد میگی آخ جون مامانم فردا تعطیله و دو رو مدرسه نمیره ..... و این منم که با حرفای تو دلم میگیره که چه مادری شدم که پسرم برای دیدن من توی خونه روز شماری میکنه .نگرانولی باز خودت دلداریم میدی که مامان خب میری مدرسه پول در مییاری و من هر چی دلم میخواد می خرم پس خستــــــــــه نباشی مامانـــــــــــــم .... مژهالهی من فدای اون دل مهربون و زبون شیرینت  

 چقدر کیف میکنم وقتی بهت میگم: امیررضا مامان جان قبل خوابی ج ی  ش بکن بعد بخواب .بهم میگی چشــــــــــــــم عزیزمتعجب

 چه حالی میده وقتی هر کس ازت سوال میکنه امیررضا ساعت چنده؟ تو به ساعت نگاه میکنی و میگی عقربه کوچیکه روی هشته عقربه بزرگه از هشت گذشته پس ساعت هشته و همه رو متعجب میکنی که چطور بلدی ساعت رو بخونی ....متفکر

 خدا رو شکر میکنم وقتی دفتر نقاشیتو میاری پیشم و یه یک میکشی و یه صفر میگی مامان یه یک و یه صفر میشه ده بلدی ؟ یولمن میگم نه مامان ولی حالا از شما یاد گرفتم آفرین پسرم. بعد ذوق میکنی و میگی پس حالا که بلد نیستی بیشتر یادت بدمنیشخند ببین مامان دو تا یک کنار همدیگه میشه آزده (یازده)بعد مینویسی یه یک و یه دو میشه دبازده (دوازده).بعدش هم برام سر مشق میگیری و میگی مامان بنبیش تا آد بگیری اوهالهی قربون این معلم کوچولو برم من .. .

عاشق دایی ابراهیم هستی ... چند شب پیش گیر دادی بهم که مامان زنگ بزن بگو چرا دایی پژو پارس (به دایی ابراهیم میگی دایی پژو پارس چون ماشینش پژو پارسه)چند روزه نیومده اینجا دلم بلاش تند (تنگ)شده .... وقتی دیدی زنگ نزدم خودت بلند شدی و ازم خواستی شماره ی دایی رو برات بلند بخونم و شمارشو گرفتی و به دایی گفتی دایی چجایی؟ (کجایی)بیا دیده (دیگه)دلم بلات تند سده (دلم برات تنگ شده)... دایی کلی قربون صدقت رفت و گفت دایی جون آیفون بزن پشت درمبغل و اون لحظه چه خنده بلندی سر  دادی و زیبایی این دنیا رو با خندت به من بخشیدی وبا صدای بلند میخوندی آخدون دایی داله میاد ....(آخجون دایی داره میاد) زبانقربون دنیای کوچیکت بشم من .  

چه قدر دنیام قشنگ میشه وقتی فاطمه ی خاله هایده بهت میگه امیر جان بیا بریم خونه ی ما تا با هم بازی کنیم .بهش میگی صبر کن از بابام اجازه بگیرم باید اول از بابا رمضان اجازه بگیرم اگه اجازه داد بیام خونتون .... مژهخدارو شکر میکنم که تونستی بابا رمضان مثل بابای خودت قبول کنی ...

 چه لذتی داره وقتی یکی ازت میپرسه امیررضا وقتی بزرگ شی میخوای چه کاره شی ؟ میگی:بابا محمدم دوست داست من دکتر بسم (بشم)من هم دکتر میسم ولی دکتر اطفال .وقتی میگیم چرا اطفال ؟ میگی آخه هم می خوام بچه ها رو آمپول بزنم هم بهشون بادکنک بدم تعجب

 مامان جان عاشق حرف زدنتم عاشق خندیدنتم عاشق بازی کردنتم عاشق اذیت کردنتم عاشق سوال کردنتم .... مامان عاشق ببخسید گفتنتم ....

 

امیررضا ........ عاشقـــــــــــــــــــــــــــتم عاشقــــــــــــــــــــــتم

 

 امیررضا و بابا رمضان در جنگل های برفی در حال رفتن به روستای کوهستانی ... وقتی دیدم روی زمین برفه ایستادیم تا عکس بگیریم آخه امسال اصلا برف ندیدیم .... چه قدر برف بازی کردیم .... خیلی خوش گذشت ... از بابا رمضان و دایی ابراهیم ممنونیم که مارو به این مسافرت یه روزه بردن

 قربون هر سه تاتون .... خیلی خوشبختم که شمارو دارم .... دوستتـــــــــون دارم

امیررضا و  دایی ابراهیم و بابایی

 قشنگی دنیای من همین خنده های شماست ... امیررضا و دایی ابراهیم ومامان عزیز و بابا رمضان و خاله سارا

 امیررضا و بابا رمضان .... در کنار بخاری هیزمی دریکی از روستاهای هزار جریب بهشهر .... یه زندگی پاک روستایی.... چه حالی کردی جمعه که با خانواده ی دایی ابراهیم یه مسافرت یه روزه به یکی از روستاهای کوهستانی هزار جریب داشتیم ...

پســـــــــــرم ...نگاه تو

همان بارانی است که میشوید غبار غم از دلم

همان نسیمی که مرهم میشود برزخم دلم

همان که مرا به معراج عشق می رساند

همان که بهانه بهانه هایم میشود

 دیدن تو زیباترین تکرار زندگی من است

 برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم . . .

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی

 پاییز قشنگ جنگل های خلیل شهر بهشهر .... این عکسای پاییزی رو خاله سارا و عمو اکبر از جنگل های خلیل شهر گرفتن و فتوشاپ هم نیست واقعیه واقعیه

 سالهاست پاییز می آید و میگذردو رنگارنگی را به رُخ میکِشددر این فصل سردِ سقوطِ احساس اما تـــو  همان « یکرنگِ گرمِ  » دیروز ، امروز و فردایی...

 پاییز بهشهر

 خلقت زیبای خدای بزرگ .... 

 دنیای من لبخند توست پس بخند تا زنده باشمماچ

 جمع دختر عموها  در کنار دریای بهشهر(امیررضا بغل عرفان پسر عمه مامانی)

به ترتیب خدیج(دخترعموحسن) - عرفان(پسر عمه نرگس) - خاله سارا - مریم(دختر عموحسن) - مامانی - خاله سانا

 چه دخـــــــــــــــــــــــتریه این پســــــــــــــرزبان

 کی میگه این امیررضاست؟تعجب

مرد مامانه دیگه ... قربون ژست مردونتلبخند

/ 24 نظر / 168 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسر

سلام منم عاشق بخاری هیزمی هستم تمام عکس هاشو توی فیسوک هست .انواع بخاری هیزمی خوشحال میشم ی سر بزنی با تشکر

سعید

[گل][گل]آپم

مینا

چه عکسای قشنگیییییییی[قلب][قلب] زنده باشی مرد کوچک[ماچ]

پوراندخت

تموم نوشته هاتو با گریه خوندم نمیگم خوش به حالت که پسرت پیشته چون در عوض همسرت کنارت نیست ولی ای کاش منم پسرم پیشم بود کاش میتونستم قربون صدقش برم کاش میتونستم بغلش کنم اون 8 سالشه و من به واسطه طلاق ازش دورم و هیچکس دردمو نمیفهمه .

یاسر

سلام خدا قوت موفق باشین . . . [گل]

خورشيد

سلام. اي جان چه پسري. سميرا جون اميدوارم سلامت باشي و سايت بالآي سر اميررضا باشه. چون هيچ كس براي آدم مثل مادرش نميشه.

آرامش

نصفه شبه که دارم میخونمت!!!!اینقدر گریه کردم که چشمام پف کرده!!!!ترسیدم پسرکم که تقریبا همسن رضا کوچولوی شماست از خواب بیدار بشه!!!!!فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده ......کنار پسرت شاد باش تا روح همسر عزیزت در آرامش باشه.....همین...

samaneh

سلام به سمیرا جون عزیز خدا حفظ کنه سایه شما رو بر سر یادگار همسرت نمیدونم چی بگم وقتی گاهی میام اتفاقی وبلاگی رو میخونم مادری که طلاق میگیره دو فرزندش رو آواره میکنه چون همسرش پولدار نیست چون وقت نمیکنه با این خانم بره پیاده روی !!!!!!! دنبال همسر جدید هست در مقابل شیر زنی مثل تو سمیرا خانم شیر مادرت حلال خواهر مثل کوه پشت فرزندت اونم تو سن جوانی سمیرا جون واقعا خدا قوت من فقط از خدای مهربون سلامتی و عاقبت بخیری برات میخوام و به امیررضا تبریک میگم بخاطر داشتن شما روزی امیر بزرگ میشی خاله جونم اون وقت میفهمی مادرت در حق تو چه بزرگی و چه خانمی کرده از خودش و جوونی اش واسطه شما گذشته خاله جون پس قدر مامان رو خاله بدون خدانگهدار هردوتاتون باشه