دلم فقط تورو میخواد

سلام عسلـــــــــــــــــــــــــــم ......... سلام نفســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

این روزا انقدر زندگیم با بودنت قشنگ و دلچسبه که تموم غم های عالم در مقابلم به زانو در اومدن . 

 این روزها انقدر از با تو بودن و با تو نفس کشیدن شاکرم که زبونم قاصره  از شکر نعمت قشنگی که خدا بهم داده ...........

این روزها وقتی با تموم وجودت بهم میگی : مامانی دوستت دارم .. مامانی قربونت .... این منم که تا عرش خدا میرم و ناراحتی و غممو فقط توی دلم نگه میدارم 

این روزها وقتی دلم از موضوعی گرفت و صدای شکستن دلمو با تموم وجود شنیدم این تو بودی که با حرفای قشنگت آرومم کردی ... این تو بودی که مثل بابایی آرومم کردی ..... 

امیررضای عزیزم گل نازم .... این روزها هر چه قدر از شیرین بودنت بگم کم گفتم ... وقتی از مدرسه میام و میژری تو بغلم و میبوسی و میگی مامانی خوبم الهی قربونت بشم مامانی بیا ببوسمت تا خستگیت در بره منو به اوج لذت میرسونی....

 پسرم اعداد تا بیست هم میشمری و هم مینویسی ... ساعت رو کاملا درست میخونی .... کار با کامپیوتر کاملا مسلطی و خیلی راحت برا خودت عکس فیلم و آهنگ میزاری ... با کمک کامپیوتر نقاشی میکشی خیلی قشنگ .... یه بار عمو اکبر دفتر حساب و کتاب مغازشو آورد تا به حساب آخر سال رسیدگی کنه در یک فرصت تو دفترش چشم چشم دو ابرویی کشیدی که دیدنی بود و عمو اکبر بیچاره هم چیزی بهت تگفت .......عاشق این هستی که پنج شنبه جمعه بشه و عمو اکبر و خاله سارا بیان تا بااونا به جنگل پارک بری ....  وقتی خاله سارا و عمو اکبر اینجوری از ته دل بهت محبت میکنن و دوستت دارن از ته دلم از خدا میخوام که یه فرشته کوچولو به اونا هم بده تا دلشون شاد شه هرچند اونا انقدر دوستت دارن که یه روز عمو اکبر میگفت نمیدونم اگه یه روز خدا بهمون بچه بده به اندازه ی امیررضا دوسش دارم یا نه ؟ 

عاشق بابا رمضان هستی و اگه بیرون بره انقدر بهش زنگ میزنی تا بیاد و باهات بازی کنه و اونم که انگار منتظره ببینه شما چی میگی تا بی چون و چرا برات بر آورده کنه ... وقتی دیروز دایی جونت بعد دوماه اومد خونه انقدر ذوق میکردی و دنبالش راه میفتادی که خودمونم تعجب میکردیم ... همه جا دنبالش راه میفتی و باهاش میری با هم میخوابین همدیگرو بغل میکنین و انقدر خودتو براش لوس مکنی که اونم دائم قربون صدقت میره و عشق میکنه .

امیررضای من عشق من خدا رو شکر میکنم وقتی قدو بالاتو میبینم وقتی خندیدنتو میبینم وقتی قد کشیدنتو میبینم خداروشکر میکنم اگه عشقی ابدی و ازلی رو ازم گرفت عوضش فرشته ای بهم داد که وقتی میبینمش وقتی میبوسمش یاد مردی میفتم که نمونش و لنگش دیگه تو هیچ دنیایی پیدا نمیشه ... دلم میخواد مردی بشی مثل پدرت ... مهربون و نمونه ... دلم میخواد یه جوری بزرگ بشی و رشد کنی که وقتی بزرگ شدی مایه ی افتخارم بشی ...

یادگار محمدم ...پسرم .....مرد من ......دلم میخواد وقتی کسی میبندت بگه اینه پسر محمد.... اینه یادگار محمد و با دیدن تو هر لحظه و هر دم یاد بابات و اسم بابات زنده بشه ...

پسرم از خدا میخوام کمکم کنه تا سالم و صالح بزرگت کنم تا سرمو جلوی پدرت بالا بگیرم و بگم تو رفتی ولی پسرت رو مثل خودت بزرگ کردم...... مثل خودت مرد .........مثل خودت مهربون ........مثل خود ت با ایمان .........مثل خودت دوست داشتنی و دلسوز .... پسرم از این دنیا مردی و مردونگی یاد بگیر نه پستی و بدی ... ولی همیشه حقتو از هر کس و هر چیز بگیر جرا که خدا گفته حق گرفتنیه نه دادنی ... سعی کن طوری باشی که بر خلاف امر خدا نباشه نه مخالف میل بنده های خدا ... پسرم برای خودت زندگی کن برای خودت مهم باش ... شاد باش بخند نزار غمهای دنیا دنبالت بیفتن ...

امیررضا مامان جان اینو بدون مامانی همیشه و همه جا پشتته اول خدا رو داری بعد هم مامانی رو... پسرم تموم تلاشمو میکنم تا بهترین باشی تا خدا ازتو و من راضی باشه ... تو زندگی برام مهمترین چیزی و هر چیزی که شادی رو ازت بگیره از سر راهم بر میدارم چرا که شادی تو شادی منه ...   

پ ن ... پسرم .... این روزها از بد بودن و دروغگویی آدمی شکستم که حتی ذره ای فکر نمیکردم که این حرفها از دهان اون بیرون بیاد ... همیشه توی دلم میگفتم هر کس هر چیزی بگه این آدم نمیگه چرا که با چشماش دید که من برای زندگیم چه کردم ... برای محمدم چه کردم ... چجور زندگی کردم ... ولی حالا فهمیدم از همه پست تره از همه کورتره ... به قول خودش خدا شاهد همه چی بود و دید من هم واگذارش کردم به همون خدا ولی این بار بعد بابا صدای شکستن دلمو شنیدم .....شنیدم و چیزی نگفتم ... کم آوردم در مقابل این کثیفی ها ... هیچ وقت دلم نمیخواست سرنوشتی که برای من و امثال من رقم خورد برا هیچ زنی پیش بیاد ولی بعد دیدن و شنیدن بعضی کار ها و حرفها گفتم خدا تقاص دل شکسته رو خودت میگیری و جواب دل گرفته رو خودت میدی خدا من کی هستم که بخوام کسی رو نفرین کنم یا دعای بد کنم ولی خدا خودت دیدی خودت دیدی که من همه ی عشقمو پای زندگیم گذاشتم... خدایا خودت دل گرفتمو آروم کن تا این حرفها از یادم بره .... ای کاش هیچ وقت این پیامکا رو نمیدیدم و این حرفها به گوشم نمیرسید ... ای کاش تو عالم بیخبری خودم میموندم و دلمو خوش میکردم که حداقل یکی هست که منو شناخته و از حرف دلم آگاهه .... داغ این حرفها بیشتر از داغ محمد آتیشم زد و داغونم کرد .... خدایا داغ دلمو سرد کن

 پسرم فقط برام تو مهمی و شادی تو ..... پس شاد باش و زندگی کن و بدون من همیشه کنارتم تا روزی که خدا بهم فرصت بده ....

عاشـــــــــــــــــــــــــــــقتـــــــــــــــــــم نفســـــــــــــــــــــــــــــــــــــم

وقتی  با عمو اکبر و خاله سارا رفتی جنگل خلیل شهر

 

امیررضا و خاله سارا

بهانه هم اگر می گیری ...

  بهانه ی مرا بگیر !

  من تمام خواستن را وجب کرده ام

  هیچکس 

 هیچکس به اندازه من

  عاشق تو و بهانه هایت نیست !

عمو اکبر میخواد صورتتو بشوره

 هر پنجره ای زیباست نازنین ....اگر تو میان قاب آن طلوع کنی 

 

  

 عاشق هر دوتاتونم .........

 وقتی خودتو برا دایی جونت لوس میکنی 

 عاشــــــــــــــــقتونم..........

 

امیررضا و بی بی جون (مامانه بابارمضان)

/ 18 نظر / 191 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه زن ميانسال

نتيجه اش شد دست و پا درد عصبى. ولى الان به دخترم ميگم نوك سوزن به حرف ديگران اهمييت نده هر كارى كه خودت دوست دترى انجام بده

مامان یاسمن و محمد پارسا

سلام مامان گل ومهربون ارزو می کنم همیشه شاد و سلامت باشی بهمراه گل پسر و خانواده گلتون [گل][گل][قلب][ماچ]

مامان یاسمن و محمد پارسا

عزیزم خیلی ناراحت نباش کسی که دلت و می شکونه کسیه که داره خودش و به بدترین عذابها می اندازه و خودش خبر نداره که چه عاقبت وحشتناکی در انتظارشه شما خیلی به خدا توکل می کنید و این نشان از قلب و دل پاکته خدا جای حق نشسته و می دونه چه بکنه مثل همیشه واگذارش کن بخدا کسی را که دل مهربونت را می شکنه[قلب][ماچ]

hadis

سلام سمیرا جون،حال واحوالتون چطوره؟خیلی وقت بود نتونسته بودم به وبت سر بزنم،آخه بعد از یکسال که از عروسیم میگذره اومدم به دیار خودم شیراز و پیش مامانم،الانم با اینترنت آبجیم اومدم سریع پستهات رو بخونم وبرم.اونقده ذوق کردم وتصور کردم حرکات امیر رضا رو که نگو ونپرس.ما شالله هزار الله اکبر چه شیرین شده،این حرف زدناش منو کشته،وای که چقدر خوردنیه،دلم واقعا رفت وکلی خندیدم از دست کارهای بامزش.خداروشکر که خوشحال وشادین.امیر رضا با این کارهاش،کاری به سرم آورده که دلم واقعا نی نی میخواد(خجالت)،ولی از کجا معلوم بچه ما مثل پسره شما بامزه وشیرین زبون از آب در بیاد.آخ که چقدر دلم میخواست الان پیشم بود وغرق بوسش میکردم،خدابرات حفظش کنه.روح پدرشم شاد باشه انشاالله.تونستم بازم بهت سر میزنم.التماس دعا.فعلا خدانگهدار

مینا

با تمام وجود از خدا میخوام شادی ها و زیبایی های زندگیتون به توان هزار برسه. فدای این گل پسر باهوش و دوست داشتنی. عمو اکبر و خاله سارا حق دارن من که ندیده عاشقشم. اونا که دیگه میبینن و حسش میکنن[چشمک] چند روز پیش حرم بودم و کلی یادتون کردم هر دفعه نیت میکنم برم از وقتی پامو از خونه بیرون میذارم تا وقتی برمیگردم ناخودآگاه اسمتون توی ذهنمه. پیشاپیش سال خوبی براتون آرزو میکنم.[ماچ][گل]

s

خدا بیامرزد شوهرتون رو خدا پسرتون رو نگه داره

رعنا

سلام سمیرا جون خوبی عزیزم؟ ببخشید این چندوقت اصلا وقت نکردم بهت سر بزنم ،، تمام وقتم دراختیار دخترمه، راستی سر زایمانم خیلی برای خواهرت دعا کردم خداروشکر برای تمام کسانی که التماس دعا داشتن دارن یکی یکی جواب میگیرن ایشالله تواین سال جدید خواهرت گلت بارداربشه و حسابی منم خوشحال بشم پسر گلت خیلی شبیه پدرخدابیامرزشه ، خدارحمتش کنه جایگاه یه همچین مردی 100درصد بهشته و پسرخودشم عینه خودش میشه شک نکن....الهی همیشه تنش سالم باشه و لبتون خندون

سعید

سلام خوبی امیر جون چطوره عیدتون مبارک باشه و یال خوبی داشته باشین کنار هم بهترینا رو از خدا براتون میخوام[گل][گل]

محمد ابراهیم شایان

ای سبز تر از بهار پیراهن تو جاری شده خون تاک ها در تن تو بی تاب دو جرعه از لبش مانده لبم ای عشق بیا دست من و دامن تو/شایان درود موفق باشید

N

وای چقد نازه....... خدا براتون نگهش داره.....[ماچ] خییییلی شبیه دایش هس....[لبخند]