بازآمدم...باقلبی پر دردآمدم...

سلام گل مامان سلام عمر مامان

این روزا مامانی نمیدونی چه حالی داره ؟ نمیدونی چه روزایی رو میگذرونم الهی کافر هم نبینه ؟

نمیدونم از چی بگم ؟از کی بگم؟ از یه تومور لعنتی که تو پای عزیزترین کسم جا خوش کرد.... از درد کشیدن محمدم بگم ........

آخ خدا آرومم کن .... آخ خدا این رسم بزرگیت نیست که به کوچیکیم رحم نکنی ..آخ دلم گرفته شبی نیست گریه بالشمو خیس نکرده باشه ......آخه این تومور کجا بود یهو از کجا پیداش شد ...

خدایا میخوام با تو حرف بزنم با تو درد دل کنم خودت به من  بگو چجور تحمل کنم چجور طاقت بیارم آخه چجور من زنده ام چرا نفس میکشم؟چرا این قلب لعنتی من میتپه چجور میبینه محمدش درد میکشه و اون تو این سینه میزنه ؟خدایا به داد دلم برس ...

سخته خدا سخته ببینم و هیچی نگم سخته دلم خون باشه و مجبور باشم بخندم ..سخته

خدایا مگه تو نگفتی عاشق بنده هاتی ؟منم عاشقم ...عاشق یه مرد آسمونی عاشق محمدم خودت بگو چطور تحمل کنم ؟چطور زنده باشم وببینم ؟خدایا خودت میدونی محمد همه ی زندگی منه خدایا من شفای محمدمو از تو میخوام خودت گفتی دعا کنین اجابت میکنم خدایا از عمر من بگیر و به عمر محمدم بزار ......این امتحانت خیلی سخته خدا کمکم کن قبول شم

پسر گلم .. دوستای مهربونم منو ببخشین انقدر دلم خونه که حتی نمیدونم چی دارم مینویسم ...

همه چی از یه درد پای لعنتی شروع شد ...این تر اون دکتر همه گفتن دیسک کمره ... الهی بمیرن با این تشخیصاشون که باعث شدن دیر همه چی اقدام بشه .... مرداد ماه بود که دیدیم ران پای محمد ورم کرده دکترش فرستاد ام ار ای کمر و گفتن دیسک 5 پاره شده و باید عمل شه محمدم گفت عمل باشه واسه بعد الان نمیتونم چند تا دکتر رفت و همه همین حرف زدن ... هی گفتیم پاهاش سفت شده گفتن علتش دیسکه ... تا دی ماه که دیگه درد امون محمدمو برید و ورم پاش به اندازه زیادی بزرگ شد رفتیم پیش یه دکتر عالی و اون گفت این خطرناکه و هیچ ربطی هم به دیسک نداره سریع یه امآر آی اورژانسی نوشت و انجام دادیم و چی به من گذشت وقتی اون  شب جواب ام آر آی و با دیکشنری معنی کردم ........ و حالا محمد من عشق زندگی من داره درمان میکنه امیدم به خدایی که تا حالا تو زندگیم تنها نزاشته منو ........

عاجزانه از همه ی دوستام میخوام برا سلامتی محمدم دعا کنن خیلی محتاجیم به دعا ...

بعدا میام از همه چی میگم

/ 15 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان سارا

دوستم از شنیدن این خبر خیلی ناراحت شدم ، انشاا... به حرمت حضرت زهرا(س) و پدر بزرگوارشون حضرت محمد (ص) ، آقا محمد شما هم شفا پیدا می کنن . دوستم جویای احوال ِ شما هستم مراقب خودتون و جوجه باشین

شاه نی نی

خیلی ناراحت شدم و خیلی برات دعا کردم امیدوارم که این مشکل برات ختم به خیربشه . مطمئن باش تو کارهای خدا حکمتی نهفته است و تا خدا نخواهد برگی از درختی نمی افتد . با شادی و سلامتی برگردی.

مامان مریم

سلام مامان امیر رضا جون من برای شفای همسر ت نذر میکنم ایشالله به زودی خوب بشن توکل کن به خدا

مامان سارا

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه شما دوست عزیز تبریک می گم و سالی سرشار از برکت و خوشی برای شما آرزو دارم از طرف وبلاگ کیان هدیه ی ناب خدا [گل]

كتي(مامان آقا مهديار)

صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد سال نو بر شما مبارک باد [گل][قلب][ماچ][دست]

مامان فرشته کوچولو

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک [گل][گل][گل]

اميرحسين و مامي

خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان. عيدتان پيشاپيش مبارك [گل]

اميرحسين و مامي

اگه لايق باشيم براتون دعا ميكنيم اميدوارم سال جديد براتون پراز لحظات خوب و خوش باشه

مامان میعاد

سلام بانو سال جدید مبارک و امیدوارم سال 92 سال پرباری براتون باشه و سلامتی شوهرتون رو کامل به دست بیاره.[لبخند]

مامان امیرمهدی

ای کاش همون اول پیش یه متخصص خوب وعالی برده بودینش.ولی ایشالا که خدا شفاش بده بحق فاطمه زهرا وبحق دل پاک امیررضا.ایشالا خدا ببخشش به پسرش وجوونیش[فرشته]