همه هستی من پسرم امیررضا و یارسفرکرده ام محمد

وقتی بعد از مدتها انتظار پاهای کوچکت به زمین خدارسید ودر جدا شدن از بهشت خدا گریه بلندی سردادی نمیدانستی که با اولین گریه ات دنیا به من خندید و نام زیبای مادر بر من نهاد

نه ماهگیت مبارک .... پسرم
نویسنده : سمیرا - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

سلام نفس من  سلام دنیای من .... سلام پسر من

مامانی امروز 29 خرداد نه ماهه شدی ... نه ماهگیت مبارک گل بهارم

چقدر زود گذشت این نه ماه و من هیچی نفهمیدم .... یادمه وقتی تو شکمم بودی میگفتم خدایا کی این نه ماه تموم میشه و این نه ماه شده بود نه سال برام روزا و شباش تموم نمیشد و من ثانیه هارو میشمردم اما حالا نه ماه از به این دنیا اومدنت گذشته من هیچی نفهمیدم ....

مامانم نمیدونم کی این نوشته هامو میخونی ... اصلا من هستم یا نیستم .... ولی مامان اینو بدون برات از همه دنیام میگذرم شاید تو یادت نمونه ولی من تا اخر عمرم به خاطر دارم که برای داشتنت و به دست آوردنت دلی رو به دریا زدم که از آب هم میترسید ... پسرم حالا جونم به جونت بستست

یه حالی دارم این روزا ... نه آرومم نه آشوبم....به حالم اعتباری نیست .... تو که باشی منم خوبم

 

همه دنیام مال تو...