همه هستی من پسرم امیررضا و یارسفرکرده ام محمد

وقتی بعد از مدتها انتظار پاهای کوچکت به زمین خدارسید ودر جدا شدن از بهشت خدا گریه بلندی سردادی نمیدانستی که با اولین گریه ات دنیا به من خندید و نام زیبای مادر بر من نهاد

من بیمارستانم.براشفای محمدم محتاج دعام...
نویسنده : سمیرا - ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٦/٢۱
 

سلام پسرم.... سلام عزیز دلم .....

سلام دوستای گلم ..... عزیزایی که ندیده و نشناخته برا محمدم دعا کردین ...... کسایی که با خوندن دعاهاشون جز گریه کاری نتونستم بکنم و یاد بی مهری کسایی افتادم که میشناختنم سراغی از مریضم نگرفتن ....

محمد من عشق من دوباره بعد دوماه شیمی درمانی شد ... این بیماری لعنتی تنهاش نذاشت ..... به دستور دکتر مجدد شیمی درمانی شد .... خیلی سخته دوباره اون عذاب لعنتی ... دوباره عزیزم رو روی تخت بیمارستان دیدن .. آخ خدا منو بکش راحتم کن ...چرا اینقد عذابم میدی ... الان سه شبه کنار محمدم کنار عزیز دلم تو بیمارستانم ...وقتی تو ااتاق تنهاییم دستامو میگیره تو دستاش ...دستامو میبوسه ... و هی میگه سمیرا تا آخر عمرم مدیونتم از روت خجالت میکشم تو رم دارم عذاب مییدم ...اشک میریزم دستاشو محکم میگیرم تو دستامو فشار میدم صورتشو میبوسم و میگم محمدم با این حرفات عذابم میدی ...ناراحنتم میکنی تو همه وجود منی تو همه کس منی ..تو نفسمی ... اخه حالا که مریضی تنهات بزارم ...این رسم آدم بودن نیست ... محمد تو باید خوب شی ... تو باید برام بمونی ... میگه سمیرای من سرتو بزار کنار سرم تا بخوابم .. دستاتو بده دستم تا آروم باشم ... سرمو رو بالش کنار سرش میزارم یه دستمو میدم دستش و با دست دیگم صورتشو دست میکشم .. از ته دل میخنده ... آخ که با خنده هاش درد از دلم دور میشه ... پرستارا میان با دیدن ما میخندن و میگن لیلی از مجنونت جدا شو ما بهش سرم بزنیم ... دکترش میاد میخنده ...میگه دختر این خودشو برات لوس میکنه ... نازشو نکش ... میگم خانم دکتر محمد همه هستی منه ... هیچ کاری که براش نمیتونم بکنم ... میگه همین که کنارشی همین که با تو آرومه همین که تو این روزای سخت تنهاش نذاشتی .. بزرگترین کمکی که بهش میکنی ... از خدا میخوام به خاطر عشق پاکتونم که شده محمدت خوب شه ... محمد از حرفای دکتر میخنده ... میگه خانم دکتر سمیرا نباشه انگار یه چیزی کم دارم ... و دکتر و همه پرستارا برامون دست میزنن ....

محمد من عزیز دلم نمیدونی با هر سرفه ت یه تکه از وجودمو میکنی و از عمرم کم میکنی ... محمدم نمیدونی بی تو نمیتونم تو خونه بمونم ... الان سه شبه بی امیررضا خوابیدم ... الان سه شبه رضامو تنها گذاشتم ... ولی با تو که هستم غمی ندارم ... محمدم برام بمون .... دکترا هر چی میخوان بگن ... من به معجزه خدا ایمان دارم ... محمدم یادته گفتی تا حالا دو چیز از امام رضا خواستمو بهم داده اولیش من بودم و دومیش رضا .حالا تو رو قسم میدم به همون امام رضا که این بار خودتو بخواه از امام رضا شفای خودتو بگیر .. محمدم به خاطر من و رضا  از امام رضا شفاتو بگیر تو دلت انقد پاکه که آقا نگات میکنه .. محمدم دنیای من با تو قشنگه ... تموم زیبایی این دنیا با تو زیباست ... برام بمون ... من با عکس و سیتی اسکن و . کار ندارم من با حرفای دکترا کار ندارم ... محمدم من منتظر معجزه خدا میمونم .... برام بمون عزیزم ... نفسم ... تو تنها تکیه گاهمی ....

دوستت دارم از ازل تا ابد ... دوستت دارم محمدم ...دوستت دارم

پسرم امیررضا مامان ببخش .حلالم کن مامان ..... منو ببخش تنهات میزارم .... مامانی چند روز دیگه تولدته ..... پسرم دو ساله میشی .... باورم نمیشه .دو ساله یه فرشته وارد خونمون شده ... عزیزم ولی خدا امتحان سختی داره ازمون میگیره ... مامانی تو برا باباییی دعا کن .... پسرم حلالم کن....دوستت دارم مامانی ... دوستت ارم عزیزم .... دوستت ارم مرد کوچولوی خونه .... دوستت دارم فرشته ی من ... دوستت دارم ...ستاره  آسمونم

تولدت مبارک گل مامان ....