همه هستی من پسرم امیررضا و یارسفرکرده ام محمد

وقتی بعد از مدتها انتظار پاهای کوچکت به زمین خدارسید ودر جدا شدن از بهشت خدا گریه بلندی سردادی نمیدانستی که با اولین گریه ات دنیا به من خندید و نام زیبای مادر بر من نهاد

هفت ماهگیت مبارک ..... تک ستاره ی آسمونم
نویسنده : سمیرا - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/٢٩
 

سلام پسرم سلام مامانی سلام قشنگم

امروز 29 فروردین هفت ماهه شدی .هفت ماهگیت مبارک ..... گل بهارم

امیررضای مامان ........ پسر لوس مامان .........

آخ که چقدر با بودنت دنیام قشنگتر شده .... پسر با مزه ی من .....من این همه سال چجوری بدون تو زتدگی میکردم ..... پسرکم با اومدنت عاشقی رو یادم دادی .........

الهی مامان فدای  خنده هات  که باقهقه ت هر چی نارحتی باشه از یادم میره ...الهی که همیشه بخندی عزیز دلم

آخ مامان فدای اون بازی کردنت بشه ... شیطونکم ........ با روروئک مثل برق میری و مامان به گرد پاتم نمیرسه ..... چقدر زود ازت عقب موندم ...خودمونیما مامان پیر شده ...آخ که وقتی با روروئک از دست مامان در میری و بلند میخندی و احساس پیروزی میکنی نمیدونی جه کارم میکنی ..مامانی نمیگی دوباره قورتت میدم ........

اخ فدای اون د    د   کردنت بشم بلبلم  پسرم شدی همه ی زندگیم  فدات بشم الهی جگر گوشم عشقم به تو وصف شدنی نیست

 راز این گفته فقط باد صبا میداند ..............دارمت دوست به قدری که خدا میداند

الهی که 120 ساله بشی و مامان با دیدنت هر روز عاشقتر

 

عاشقتم مامان ......

وای چه دختری شده این پسر .... امان از دست مسخره بازی های دایی جونت پسرمو چیکار کرده ......

نوش جونت مامان .........

 


 
 
فقط عکس
نویسنده : سمیرا - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٧
 

قربون تیپ و قیافت کلوچهههههههههههه

امیر رضا و بابایی مهربونش ......قربون هر دوتاتونقلب

الهی یه روز حموم دومادیت شاه دونه ی منزبان

امیررضا و سفره هفت سین .اولین عید عمرت الهی 120 تابهار ببینی پسرمماچ

امیررضا و بی بی جون قلب

پسرم خسته شدییول زیاد خوندی ولش کن .........ابله

خاطرات شمال محاله یادم بره ......امیررضا و آقاجونش و باباییش در شمال عینک

دیگه بزرگ شده پسرم........ از حموم نمیترسهتشویق

 

بابایی در حال هم زدن سمنو نذری..... نذر گل پسرمونهخوشمزه

 


 
 
نیم سالگیت مبارک همه هستی من...
نویسنده : سمیرا - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٧
 

سلام شکوفه ی بهارم .... سلام نفسم ...... سلام به روی ماهت

امیررضای قشنگم ...پسرک شیطون بلای مامان ...29اسفند 6 ماهه شدی

فرشته ی آسمونی من ششمین ماه زمینی شدنت مبارک

پسر عزیزم روز ی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی آرامش بخش روح و رون کسانی میشوی که با بودن تو دنیا برایشان زیباتر خواهد شد . با تو بودن آرامش تمام دنیای ماست و وجود کوچکت بهترین تکیه گاه برای بودن . تو با وجود پرمهر و نگاه معصومت دنیایی از پاکی و فا برایمان به ارمغان آوردی .

قشنگترین هدیه ی خدا با هر تبسمت هزاران بار میشکفیم و با هر تپش قلبمان هزاران بار نامت را میخوانیم و به خاطر وجود نازنینت سجده ی شکر میگذاریم . هدیه ی ما به تو قلبی است پر از عشق و محبت میخواهیم بدانی که زیباترین بهانه ی زندگیمان هستی و تنها دلیل زنده بودنمان .

29 هر ماه زیباترین روز خداست پسر نازم اگر برای همه دنیا یکی باشی برای من و بابایی تموم دنیایی تا زنده ایم و زندگی میکنیم دوستت داریم......

پسرم ...امیدم...عشقم ...نفسم .....عمرم ...نور چشمم...اصلا همه کسم همه چیززندگیم ...بالاخره بهار اومد بهارو دیدی ؟اولین بهار زمینی زندگیتو دیدی؟قشنگه؟الهی 10000000000 تا بهارو ببینی مادر....... ولی من شش ماهه دارم هر روز بهار میبینم ......شش ماهه با نفسات زندگی کردم .......شش ماهه با گریه و خندت عشق کردم ...... شش ماهه که قدم رو چشمم گذاشتی و من ... من روسیاه مادر شدم ...... شش ماهه که خدا پاکترین عشق زمینی رو نصیبم کرد و من .... هر روز عاشقتر میشم ....و من ...... هر روز شاهد بزرگ شدن یکی از فرشته های خدا در دامنم هستم .آخ مامانی یادته روزی که به دنیا اومدی حتی نمیتونستی شیر بخوری .قدرت تکون دادن دستای کوچولوتو نداشتی .ولی حالا دور اتاق غلت میزنی و خودتو به من میرسونیتشویق ...چه کیفی میده...... ای خدا ممنونتمممممممم . بغل هر کسی که باشی تا من و بابایی رو ببینی میخوای خودتو پرت کنی و به ما برسی ابله آخ مادر می افتی پسرم عزیز دلم تو نیا ما خودمون میایم و میگیریمت و اگه بغل ما باشی و یکی بیاد دستاشو باز کنه تا بگیردتت پشتتو میکنیقهر و محکم بازوهای ما رو چنگ میزنی و سر رو شونمون میزاری که یعنی بغل هیچ کس نمیام . الهی دورت بگردم جوجه ی من که با این کارات هر روز بیشتر از دیروز دیوونم میکنیچشمک ..اخه مامان نمیگی خل  میشم میمیرم زبان... چند وقتیه دست دادن یاد گرفتی هر کس دستشو دراز کنه و بگه امیررضا دست بده مثل یه مرد بهش دست میدی ای قربون اون دستای نازت بشه مامانبای بای ... حرف زدنتم که دیگه حرف نداره  من فدای اون غرغرکردنات بشم ...ولی گل پسرم هنوز از مروارید تو دهنت خبری نیست بجنب داره دیر میشه ها ...مامان شهنازت ایام عید برات اش دندونی پخت تا راحت تر دندون در بیاری دستش درد نکنهماچ اخه داری خیلی اذیت میشی گلم لثه هات خیلی میخواره و اعصابتو خورد میکنه .ایشالله که زودی در بیاد تا راحت شی. اوه

پسر نازم سال 1391 که من این همه منتظرش بودم هم اومد .آخه پارسال این روزها تو تو شکمم بودی و مامانی لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه میشمرد تا برن و من به لحظه  ی دیدارت نزدیکتر بشم . پارسال میگفتم کی میشه عید 91 بیاد تا تو رو توبغلم داشته باشم و حالا اومد و من زیباترین بهار عمرمو دیدم خدایا شکرت هر چند با وجود نازنین تو تموم عمرم بهار ه .....

 راستی 4 فروردین تولد بابایی هم بود . بابایی مهربون و دلسوز من و امیررضا دیوونه وار عاشقتیم الهی 120 ساله شی و سایت تموم عمر بالای سرمون... خیلی دوست داریم

 محمدم

چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر که دنیای من شدی ...بعد خدا میپرستمت

مامانی قول میدم عکساتو بزارم آخه به خاطر تو وروجک رفتیم یه دوربین دیجیتالی خریدیم ولی کامپیوتر ویروسی میترسم بزنم به کامپیوتر عکسا پاک شه زودی میام و عکسای نازتو میزارم